تاریخ : جمعه پانزدهم مهر 1390
نویسنده : javad yusefinezhad
۱-گردش مواد و انواع دستگاه گردش خون

تمام جانداران بايد با محيط اطرافشون تبادل مواد داشته باشن و موادي رو که از محيط جذب کردن، در درون خودشون، حالا چه در جهت گرانش زمين يا بر خلاف اون گردش در بيارن. در بدن بسياري از جانواران، دستگاهي به نام دستگاه گردش مواد وجود داره که کارش به گرش درآوردن اکسيژن، دي اکسيدکربن، مواد غذايي، هورمونها و مواد ديگه در بدن.

در گياهان هم براي انتقال مواد جذب نشده و يا فرآورده هاي توليد شده در اونها، دستگاهي وجود داره.

 

 

دستگاه گردش خون در جانوران، متفاوته. کيسه تنان اصلا" دستگاه گردش خون ندارن. يعني اصلا" خون ندارن و بدنشون از دو يا سه لايه سلولي تشکيل شده، بنابراين همه سلولها مي تونن خيلي راحت و بطور مستقل با محيط، تبادل مواد داشته باشن. آب از طريق کيسه گوارشي، وارد بدن اين جانوران مي شه و از همون طريق هم خارج مي شه.

عروس دريايي، يکي از کيسه تنان که کيسه گوارشي ش لوله هايي داره که به صورت شعاعي به يه لوله دايره اي ديگه وصلن. سلولهاي پوشاننده اين لوله مژکدار هستن و حرکت همين مژکها، آب رو در لوله ها به حرکت در مي آره. پس فقط و فقط اين سلولها با مواد غذايي ارتباط دارن.

 

 

جانوراني که بدن اونها از چندين لايه سلولي تشکيل شده، به يک دستگاه گردش مواد و مايعي به نام خون نيازمندن. در جانوران 2 نوع دستگاه گردش خون ديده مي شه.

اولي يعني گردش خون باز در خيلي از بي مهرگان مثل عنکبوت، خرچنگ دراز و ملخ وجو د داره. خون بدن اين جانوران از انتهاي باز بعضي از رگها خارج مي شه و بين سلولها گردش مي کنه. در بدن اين جانوران، در رگهاي بسته، اصلا" خون وجود نداره.

قلب ملخ، لوله اي و خون رو به سر و بقيه قسمتهاي بدن مي بره.

در بدن ملخ، مواد غذايي مستقيما" بين خون و سلولهاي ملخ، مبادله مي شن و با حرکت ماهيچه هاي بدنش، خون به بخشهاي عقبي مي ره. موقع استراحت قلب، خون، يه بار ديگه از طريق چند تا منفذ که هر کدوم دريچه اي دارن که موقع انقباض قلب بسته مي شه، دوباره به قلب برمي گرده.

و اما دستگاه گردش خون بسته در مهره داران ديده مي شه و شامل قلب و شبکه اي از رگهاست که خون به هنگام گردش از رگها خارج نمي شه.

اگر خوب به قلب ماهي توجه کنيم، مي بينيم که قلبش دو حفره اي؛ و يه دهليز و يه بطن داره. خون اندامها از سياهرگ به دهليز و از اونجا به بطن مي ره. بطن، خون به سرخرگ مي فرسته. خون سرخرگي از آبششها عبور کرده و با محيط به تبادل گاز مي پردازه.

خوني که از آبششها خارج مي شه از طريق سرخرگ پشتي به سراسر بدن مي ره و از طريق سياهرگ شکمي به قلب بر مي گرده.

جريان خون در ماهيها ساده ست. وقتي خون تيره که دي اکسيدکربن زيادي داره، وارد قلب مي شه، به کمک زنشهاي قلب به آبششها مي ره و بعد از تبادلات گازي، ديگه به قلب برنمي گرده و مستقيما" به بافتها مي ره.

 

۲- دستگاه گردش خون انسان

دستگاه گردش خون انسان، شامل قلب، رگها و خون است.

در انسان، پرندگان و پستانداران، جريان خون، مضاعف. يعني خون تيره بعد از اينکه وارد قلب مي شه، به ششها مي ره و بعد از تبادل اکسيژن و دي اکسيدکربن به قلب بر مي گرده و دوباره به کمک زنشهاي قلب به اندامها مي ره.

قلب، تلمبه مرکزي دستگاه گردش خونه و با ضربانش، خون رو در رگها به جريان در مي آره.

قلب مهره داران به جز ماهيها، چهارتا حفره داره. دو دهليز در بالا و دو بطن در پايين.

ديواره قلب از سه لايه آندوکارد، ميوکارد و پريکارد يا به عبارت ساده تر، داخلي، مياني و خارجي ساخته شده.

اندوکارد يا داخلي، پوشش حفره ها دهليز و بطن رو ايجاد مي کنه. ميوکارد يا مياني، بخش ماهيچه اي، ضخيم و قابل انقباض قلب و پريکارد يا خارجي، پوشش پيوندي يا آبشامه قلب رو مي سازه. علاوه بر بافت ماهيچه اي ميوکارد، بافت ماهيچه اي ديگه اي به اسم بافت گره اي هم در قلب داريم که نقش مهمي رو در توليد و هدايت تحريکهاي قلب بعهده داره.

سمت راست قلب، خون رو به ششها مي فرسته. به اين مسير، گردش کوچک يا ششي مي گن.

سمت چپ قلب، خوني رو که از ششها اومده وارد مسير گردش بزرگ مي کنه.

خوب، بنابراين ويژگيهاي ماهيچه قلب رو بررسي مي کنيم.

ميوکارد دهليزها و بطنها هر کدوم به صورت جداگانه و البته به عنوان يه مجموعه به هم پيوسته تارهاي ماهيچه اي منقبض مي شن. در اون محلي که ماهيچه دهليزها به ماهيچه بطنها ارتباط داره، يه بافت پيوندي عايق وجود داره که باعث مي شه انتشار تحريک از دهليزها به بطنها فقط از طريق بافت گره اي صورت بگيره. ماهيچه خودکار قلب توسط بافت گره اي تحريک و منقبض مي شه. اعصاب قلب مي تونن اين انقباضها رو تند يا کند کن. به انقباض در اومدن ماهيچه قلب رو سيستول و برگشت اون به حالت عادي رو دياستول مي گن.


 

بافت گره اي قلب:

موقع به وجود اومدن قلب در جنين، همه تارهاي ماهيچه اي اون انقباض ذاتي دارن. ولي کم کم با تمايز يافتن بافت ماهيچه اي قلب و افزايش قدرت انقباض تارها، اين خاصيت در ميوکارد معمولي قلب از بين مي ره و منحصرا" در بافت گره اي قلب باقي مي مونه.

بافت گره اي يا بافت هادي، تحريک کننده ميوکارد قلب که در انسان، شامل يه گره سينوسي- دهليزي، يه گره دهليزي - بطني و رشته هايي در ديواره بين دو بطن و در ميوکارد بطنها ست. گره سينوسي- دهليزي يا پيشاهنگ، محل زايش تحريکات طبيعي قلب است. اين گره در ديواره پشتي دهليز است و زير منفذ بزرگ سياهرگ زبرين قرار گرفته و از گره دوم بزرگتر. تارهاي ماهيچه اي اين گره به تناوب و بصورت خودبخود تحريک مي شن.

 

اين تحريک با انتقال به ساير تارهاي ميوکارد قلب، اونا رو منقبض مي کنه. گره دهليزي- بطني در حد فاصل بين دهليزها و بطنهاست و کمي متمايل به دهليز راست.

چند تا رشته که از جنس بافت گره اي هستن، گره دهليزي- بطني و گره سينوسي- دهليزي رو به همديگه مربوط مي کنن.

تحريک توليد شده توسط گره پيشاهنگ، سراسر ماهيچه دهليزها رو فرا مي گيره و بعد از اينکه به گره دهليزي- بطني مي رسه، به الياف گره اي موجود در ديواره دو بطن منتقل شده و از اين راه به نوک بطن و سراسر بافت گره اي مي ره که در ماهيچه ميوکارد پراکنده ست. در نتيجه، اين تحريک در ماهيچه ميوکارد هم منتشر مي شه.

سرعت انتشار تحريک در گره دهليزي- بطني و الياف ديواره بين دو بطن نسبتا" کم و در شبکه گره اي ديواره ميوکارد زياد. به طوريکه تحريک به سرعت و به صورت همزمان، ماهيچه هر دو بطن رو پر مي کنه.

 

 

 

 

 


 

دريچه هاي قلب:

در فاصله بين دهليزها و بطنها، دريچه هايي وجود داره که به صورت يه طرفه، خون رو از دهليزها به بطنها مي فرسته. بين دهليز چپ و بطن چپ، دريچه دولختي يا ميترال و بين دهليز راست و بطن راست، دريچه سه لختي وجود داره.

 

 

اين دريچه ها بافت ماهيچه اي ندارن و جهت جريان خون، اونا رو باز و بسته مي کنه.

دريچه ها به وسيله رشته هايي به برجستگيهاي ماهيچه اي ديواره داخلي قلب، اتصال دارن.

 

دريچه هاي سيني در ابتداي آئورت و سرخرگ ششي ديده مي شن که هنگام وارد شدن خون به سرخرگها باز شده و از بازگشت خون از سرخرگها به بطنها جلوگيري مي کنن.

 

 ۳-کار قلب

صداهاي قلب:

در هر دوره قلبي شامل سيستول و دياستول، صداهاي قلب رو مي شه با گوشي طبي شنيد. دو صداي اصلي از قلب شنيده مي شه که اولي طولاني تر و بم تر از دوميه  و هنگام بسته شدن دريچه دولختي و سه لختي ايجاد مي شه.

صداي دوم مربوط به بسته شدن دريچه هاي سيني شکل سرخرگي. در برخي از بيماريهاي قلبي و در نقايص مادرزادي، در جدار بين دهليزها يا بطنها ممکنه صداهاي غيرطبيعي و ممتد از قلب شنيده بشه.

کار قلب:

هر دوره کار قلب شامل انقباض دهليزها به مدت  يک دهم ثانيه، انقباض بطنها به مدت سه دهم ثانيه و استراحت عمومي قلب به مدت چهار دهم ثانيه ست. بنابراين يه دوره کار قلب در انسان و در حالت استراحت هشت دهم  ثانيه طول مي کشه.

در پايان دياستول، حدود 120 ميلي ليتر خون در هر بطن جمع مي شه که تقريبا" 70 ميلي ليتر اون در سيستول بعدي وارد سرخرگها مي شه. به مقدار خوني که در هر ضربان از هر بطن خارج مي شه،  حجم ضربه اي مي گن و حاصلضرب حجم ضربه اي در تعداد زنشهاي قلب در دقيقه، برون ده قلب نام داره.

 


کارديوگرافي و الکترو کارديوگرافي:

ثبت حرکات مکانيکي و تغييرات فشار درون حفره هاي قلب رو کارديوگرافي و منحني ثبت شده رو کارديوگرام مي گن. در هر انقباض قلب، يه پديده الکتريکي کلي هم توليد مي شه که چون بافتهاي بدن، هادي هستن، تا سطح پوست منتشر مي شه و ثبت اون، الکتروکارديوگرافي ناميده مي شه. به منحني ثبت شده، الکتروکارديوگرام مي گن. همون چيزي که بهش نوار قلب مي گيم.

در جريان الکترو کارديوگرافي، الکترودهاي دستگاه روي نواحي خاصي از پوست قرار مي گيرن و جريان الکتريکي قلب به صورت يه منحني بر روي کاغذ رسم مي شه و يا روي يه مانيتور به نمايش در مي آد.

شکل منحني ها بسته به محل قرارگيري الکترودها در جلوي قفسه سينه يا در دست و پاي چپ، متفاوته.

در يه منحني عادي الکتروکارديوگرام، سه موج ثبت مي شه که با حروف P ،  QRS و T، نشون داده مي شه. موج P کمي قبل از انقباض دهليزها و موج QRS کمي قبل از انقباض بطنها و بخش T هم کمي قبل از تمام شدن انقباض بطنها و بازگشت اونا به حالت آرامش ثبت مي شن.

 

 

وقتي در شکل و ارتفاع منحني يا زمان بخشهاي مختلف، تغييراتي بوجود بياد، حاکي از بيماري  است که از اين تغييرات براي تشخيص نوع بيماري استفاده مي کنن. مثلا" ارتفاع QRS موقعي زياد مي شه که بعلت فشار خون مزمن و تنگي دريچه ها، قلب بزرگ بشه.

 

 

در انفارکتوس قلب که ناشي از نرسيدن خون به ميوکارد، ارتفاع QRS کوتاه مي شه. اگر تحريک ايجاد شده در گره سينوسي، کندتر از حالت عادي به طرف بطنها بره، فاصله زماني P تا Q از حد طبيعي خودش بيشتر مي شه. بي نظمي هاي زنش قلب هم روي منحني الکتروکارديوگرام نمايان مي شه.

 

 

۴-گردش خون در رگ ها

گردش خون در رگها:

سرخرگهاي بزرگ و کوچک، مويرگها و سياهرگهاي کوچک و بزرگ نقش مهمي در گردش خون دارن. سياهرگها قطر زياد و مقاومت کم دارن و مي تونن حجم زيادي از خون رو در خودشون جا بدن. سرخرگها با ديواره ارتجاعي خودشون، بخشي از انرژي سيستول قلب رو ذخيره مي کنن و در دياستول به خون برمي گردونن و به اين ترتيبه که خون به طور پيوسته در رگها جريان پيدا مي کنه. ديواره مويرگها فقط از يه رديف سلول ساخته شده و محل تبادلات بين خون و مايع بين سلولي است.

تعداد زياد گلبولهاي قرمز و پروتئينهاي پلاسما از يه طرف و کم بودن قطر رگها از طرف ديگه يه مقاومتي ايجاد مي کنه که موجب مي شه حرکت خون در رگها به فشار نسبتا" زيادي نياز داشته باشه.

سرعت حرکت خون در وسط رگها بيشتر از کناره هاي اونه. سرعت متوسط خون در آئورت انسان، بين 30 تا 40 متر در ثانيه ست و از رگهاي ديگه بيشتره.

توزيع خون در بافتها:

خونرساني به بافتها با کم و زياد شدن اون به عوامل مختلفي که قطر رگها و تعداد ضربانهاي قلب رو تغيير مي دن ارتباط داره.

در ديواره سرخرگهاي کوچک، ماهيچه هاي صاف حلقوي زيادي وجود دارن که توسط مواد شيميايي و يا تحريک عصبي، به سرعت منقبض يا منبسط مي شن و قطر رگ رو کم يا زياد مي کنه و به اين ترتيب، سرخرگهاي کوچيک مهمترين نقش رو در تغيير مقدار خون بافتها به عهده دارن.

 

 

متابوليسم شديد در اندامها به خاطر تغييرات حاصل از متابوليسم، مثل کاهش اکسيژن و افزايش دي اکسيدکربن و گرما، مستقيما" روي ديواره رگها اثر مي ذاره و باعث گشاد شدن رگها مي شه.

 


 

فشار سرخرگي:

فشار خون در سرخرگها بين حداکثر و حدقل، نوسان مي کنه و به خاطر خاصيت ارتجاعي ديواره شون به صفر نمي رسه.

در طول مسير گردش خون، فشار خون به تدريج پايين مي آد. در انسان، بخاطر وضعيت قائم بدنش و براي رسوندن خون به مغز، فشار سرخرگي نسبتا" بالاست.

 

گردش خون در مويرگها:

ديواره تک لايه مويرگها که نفوذپذيري زيادي داره، تبادل مواد بين خون و مايع ميان بافتي رو تامين مي کنه. در ابتداي هر مويرگ، يه ماهيچه صاف حلقوي وجود داره که با انقباض و انبساط خودش، دهنه مويرگ رو باز و بسته مي کنه و کارش مثل دريچه ست. بنابراين در هر لحظه، در هر بافت فقط يه تعدادي از مويرگها باز هستن.

در ديواره مويرگها، منافذي وجود داره که علاوه بر آب و گازهاي تنفسي، مواد غذايي ساده و مولکولهاي ريز هم از اونا عبور مي کنه. ولي گلبولهاي قرمز و پروتئينهاي درشت از اون عبور نمي کنن.

 

ديواره تک لايه مويرگها که نفوذپذيري زيادي داره، تبادل مواد بين خون و مايع ميان بافتي رو تامين مي کنه. در ابتداي هر مويرگ، يه ماهيچه صاف حلقوي وجود داره که با انقباض و انبساط خودش، دهنه مويرگ رو باز و بسته مي کنه و کارش مثل دريچه ست. بنابراين در هر لحظه، در هر بافت فقط يه تعدادي از مويرگها باز هستن.

در ديواره مويرگها، منافذي وجود داره که علاوه بر آب و گازهاي تنفسي، مواد غذايي ساده و مولکولهاي ريز هم از اونا عبور مي کنه. ولي گلبولهاي قرمز و پروتئينهاي درشت از اون عبور نمي کنن.

 

 

 

فشار تراوشي و تفاوت فشار اسمزي در توليد، گردش و بازگشت مايع بين سلولي نقش دارن. فشار تراوشي، نتيجه فشار خون که در جهت بيرون راندن مواد از مويرگ اثر مي کنه. از طرف ديگه بيشتر بودن فشار اسمزي پروتئينهاي پلاسما نسبت به فشار اسمزي پروتئينهاي مايع ميان بافتي، باعث تفاوت فشار اسمزي بين پلاسماي درون مويرگ و مايع سلولي در خلاف جهت فشار تراوشي مي شه.

در ابتداي مويرگ، چون فشار تراوش از فشار اسمزي بيشتر. مقدار زيادي از ترکيبات پلاسما به فضاهاي بين سلولي مي رن. اما در انتهاي مويرگها فشار اسمزي بيشتر. در نتيجه 90 درصد پلاسماي ترشح شده دوباره به خون بر مي گرده و 10 درصد باقي مونده توسط رگهاي لنفي به گردش هاي سياهرگي مي ره.

 

 

 

مويرگهاي مغز نسبت به ساير مويرگها نفوذپذيري کمتري دارن و ديواره اونا مانع ورود بسياري از مواد موجود در خون به مغز مي شه.

کمبود پروتئين در خون، افزايش فشار درون سياهرگها، بسته شدن رگهاي لنفي، آسيب ديواره مويرگها و افزايش سديم بدن، باعث مي شه آب در مايع بافتي تجمع کنه و خيز يا ورم رو بوجود بياره.

 

گردش خون در سياهرگها:

قطر بيشتر سياهرگها و کم مقاومتي ديواره اونها باعث مي شه بيشترين مقدار خون رو در خودشون جا بدن.

چند عامل باعث مي شن که سياهرگها بتونن خون رو به قلب برگردونن:

باقيمونده فشار سرخرگي که باعث ادامه جريان خون در سياهرگها مي شه.

 

 

و دومي حرکات موزون ماهيچه ها مثل فشار ناشي از پايين اومدن پرده ديافراگم در هنگام دم بر شکم و حرکت ماهيچه هاي پا.

و سوم وجود دريچه هاي لانه کبوتري که به صورت يه طرفه به طرف قلب باز مي شن و موقع ايستادن، اثر نا مساعد نيروي گرانش زمين رو بر گردش خون در سياهرگها کم مي کنن.

 

 

۵-خون و ترکیب آن

 

خون، مايعي  است که توي رگها حرکت کرده و ارتباط شيميايي بين سلولهاي بدن رو امکانپذير مي کنه. حرکت خون در بدن علاوه بر انتقال مواد غذايي، اکسيژن و دي اکسيدکربن، هورمونها و مواد ديگه، به تنظيم دماي بدن و يکسان کردن دما در ناحيه هاي مختلف بدن کمک مي کنه. گلبولهاي سفيدي که در خون وجود دارن، در ايمني بدن و دفاع در برابر عوامل خارجي، نقش مهمي رو ايفا مي کنن.

در جانوراني که گردش خون بسته دارن، خون فقط با سلولهاي ديواره داخلي قلب و رگها تماس مستقيم داره. در اين جانوران بخشي از پلاسماي خون از ديواره مويرگها به فضاي بين سلولي نفوذ مي کنه و مايع ميان بافتي رو مي سازه. اين مايع بعد از تغذيه سلولها، بوسيله رگهاي لنفي جمع آوري شده و به سياهرگها برگردونده مي شه.

در جانوراني که گردش خون باز دارن، شبکه مويرگي کاملي وجود نداره و خون، مستقيما" به فضاي بين سلولهاي بدن وارد مي شه و در کنار ياخته ها جريان پيدا مي کنه. به اين مايع، همولنف مي گن و نقش خون، مايع ميان بافتي و لنف رو به عهده داره.

ترکيب خون:

گلبولهاي قرمز، گلبولهاي سفيد و پلاکتها در يه محيط مايع به اسم پلاسما شناورن.

 

در انسان بالغ، خون حدود 8 درصد کل وزن بدن رو تشکيل مي ده. معمولا" 55 درصد حجم خون رو پلاسما و 45 درصد اونو سلولهاي خوني تشکيل مي دن. نسبت درصد حجم سلولها به حجم کل خون رو هماتوکريت مي گن.

گلبولهاي قرمز يا اريتروسيت ها در انسان و خيلي ديگه از جانوران، بدون هسته هستن و از هموگلوبين پر شدن. شکل خاص اين گلبولهاي قرمز که از دو طرف مقعر هستن، باعث مي شه اين سلولها خيلي راحت تغيير شکل بدن و از ديواره مويرگهاي باريک عبور کنن.

 

 

در ارتفاعات که فشار اکسيژن کمتر تعداد گلبولهاي قرمز زياد مي شه. گلبولهاي قرمز بوسيله هموگلوبين خودش اکسيژن خون رو حمل و پخش مي کنن و همچنين در جابه جايي دي اکسيدکربن هم نقش کوچيکي دارن.

آنزيم انيدراز کربنيکي که در غشاي گلبولهاي قرمز وجود داره، به ترکيب آب و دي اکسيدکربن کمک مي کنه و ميزان دي اکسيدکربن و PH خون رو تنظيم مي کنه.

زايش گلبولهاي قرمز:

 

 

در دوره جنيني، گلبولهاي قرمز ابتدا در کيسه زرده و بعد در کبد، طحال، گره هاي لنفي و مغز استخوان ساخته مي شه. بعد از تولد، مغز استخوانهاي دراز و پهن، همچنان گلبولهاي قرمز توليد مي کنن.

از 5 سالگي به بعد گلبول سازي فقط در مغز استخوانهاي پهن و بخش کوچکي از استخوانهاي دراز که به تنه متصلن، ادامه پيدا مي کنه.

وقتي اکسيژن رساني به بافتها کاهش پيدا مي کنه، کليه ها و کبد، هورموني به اسم اريتروپويتين ترشح مي کنن که بر سلولهاي زاينده مغز استخوان اثر مي ذاره و توليد گلبولهاي قرمز رو زياد مي کنه.

اسيد فوليک و ويتامين B12 براي توليد گلبولهاي قرمز، ضروري سلولهاي ديواره معده با ترشح يه گليکوپروتئيني به اسم فاکتور داخلي معده بوسيله آنزيمهاي معده از تخريب ويتامين B12 جلوگيري مي کنه. آسيب مخاط معده باعث کم خوني وخيمي مي شه.

 

 

هموگلوبين، پروتئين آهنداري است  که در ساختمان گلبولهاي قرمز، نقش اساسي داره. هر مولکول هموگلوبين چهار زنجيره پروتئيني به اسم گلوبين و يه بخش آهندار به نام هم.

 

مرگ گلبولهاي قرمز:

 

 

گلبولهاي قرمز بعد از ورود به خون 120 روز عمر مي کنن.

 

با بالا رفتن سنشون، مقدار آنزيمهاشون کم مي شه و غشاء شکننده مي شه. اين گلبولهاي پير، موقع عبور از مويرگهاي باريک کبد و طحال، آسيب مي بينه و از بين مي ره. هموگلوبيني که آزاد مي شه بوسيله ماکروفاژها تجزيه مي شه و آهن اون، يه بار ديگه به مغز استخوان انتقال پيدا مي کنه تا گلبولهاي جديد بسازه.

در بدن فرد سالم و بالغ، 4 گرم آهن وجود داره که بخش اصلي اون در هموگلوبين گلبولهاي قرمز و نيز در ميوگلوبين ماهيچه هاست گلوبين آزاد شده هم وارد چرخه هاي متابوليک پروتئينها مي شه. بيلي روبين که ماده اصلي رنگي صفراست، به وسيله ماکروفاژها و از تجزيه هموگلوبين بدست مي آد.

بيماريهاي گلبولهاي قرمز:

وقتي تعداد مولکولهاي قرمز و يا مقدار هموگلوبين آنها کاهش پيدا مي کنه، بيماري آنمي خودشو نشون مي ده که چند دسته داره.

آنمي فقر آهن:

که شايع ترين نوع اونه و باعث مي شه گلبولهاي قرمز، کوچيک بشن و هموگلوبين اونها کم بشه.

آنمي مگالوبلاستيک:

که در نتيجه کمبود اسيد فوليک و ويتامين B12 يا عدم جذب اونها صورت مي گيره. در اين بيماري، تعداد گلبولهاي قرمز کم شده و ابعاد غول آسايي پيدا مي کنن.

 

 

آنمي به علت از دست دادن خون، به دنبال خونريزيهاي شديد و ناگهاني و يا خونريزيهاي مزمن و طولاني مدت ايجاد مي شه.

 

پلي سيتمي:

به دنبال کاهش اکسيژن رساني به بافتها يا پرکاري غير طبيعي مغز استخوان، تعداد گلبولهاي قرمز در خون افزايش بسيار زيادي پيدا مي کنه. به طوريکه هماتوکريت خون از مرز 55 درصد هم مي گذره. به اين بيماري پلي سيتمي مي گن.

گلبولهاي سفيد، تعدادشون تقريبا" 7000 تاست يعني در واقع يه چيزي بين 4 تا 11 هزار ميلي متر مکعب خون و از اجزاي سيستم دفاعي بدن هستن.

 

و به دو نوع اصلي گرانولوسيت و اگرانولوسيت تقسيم مي شن.

 

گرانولوسيتها شامل نوتروفيل و ائوزينوفيل و بازوفيل ها هستن.

نوتروفيلها، سلولهاي با تحرک زياد هستن که با خاصيت تاکتيک شيميايي به طرف ذرات خارجي يا بافتهاي در حال تخريب کشيده مي شن و با پديده فاگوسيتوز، اونا رو نابود مي کنن.

 

ائوزينوفيل ها از نظر ظاهري شبيه نوتروفيل ها هستن ولي قدرت آندوسيتوز کمتري دارن. اين سلولها در عفونتهاي انگلي افزايش پيدا مي کنن و با ترشح موادي انگلها رو نابود مي کنن. البته در حساسيتها يا آلرژي هم تعداد اونها زياد مي شه.

 

 

بازوفيل ها در ترشح هپارين که يه ماده ضد انعقاد خون و هيستامين که گشادکننده رگهاست، دخالت دارن.

 

 

اگرانولوسيتها شامل مونوسيت ها و لنفوسيتها هستن. مونوسيتها به همراه نوتروفيل ها به باکتري ها، ويروسها و يا ذرات خارجي که وارد بدن شدن، حمله مي کنن و اونا رو از بين مي برن. مونوسيتها حرکات آميبي شکل دارن که به کمک پديده دياپذر از منافذ رگهاي خوني عبور مي کنن.

مونوسيتها بعد از خروج از خون و ورود به بافتهاي بدن، به صورت سلولهاي درشتي به قطر 80 ميکرون ماکروفاژ در مي آن و چون ليزوزومهاي فراوون دارن، نقش مهمي در مبارزه با عوامل بيماري زا رو دارا هستن.

 

 

 

لنفوسيتها مهمترين سلولهاي دفاعي بدن هستن که علاوه بر شناسايي و کشتن عوامل بيماري زا و توليد ايمنوگلوبولين ها يا پادتن ها فعاليت ساير گلبولهاي سفيد رو کنترل مي کنه.

طول عمر گلبولهاي سفيد، اغلب از چند ساعت تا چند هفته است. اما گروهي از لنفوسيتهاي سازنده آنتي بادي و همچنين ماکروفاژها تا چند سال مي تونن زنده بمون. گرانولوسيتها، مونوسيتها و لنفوسيتها در مغز استخوان ساخته مي شن.

ايمني:

ايمني چگونگي مقابله بدن با ذرات خارجي مهاجم که به دو صورت ايمني ذاتي و ايمني اکتسابي ظاهر مي شه.

ايمني ذاتي نتيجه وجود ساختارهايي مثل پوست گلبولهاي سفيد خون و ترشح شيره معده ست که از ورود عوامل خارجي جلوگيري کرده و موجودات زنده بلعيده شده با غذا رو تخريب مي کنه و بعد با فاگوسيتوز ذرات خارجي رو نابود مي کنه.

البته بعضي از پادتن هايي که در پلاسما هستن هم باعث ايمني ذاتي هر گونه جانوري نسبت به تعدادي از بيماريها مي شه. ايمني اکتسابي يا فعال نتيجه حساس و فعال شدن لنفوسيتها نسبت به ذرات خارجي که از يه طرف باعث حمله لنفوسيتها به اين ذرات مي شه و از طرف ديگه با ساختن پادتن هايي با اين عوامل خارجي مقابله مي کنه.

عوامل خارجي که به بدن راه يافتن، مولکولهاي پروتئيني دارن که بعد از ورود به بدن به عنوان يک آنتي ژن عمل مي کنه و باعث ساخته شدن پادتن هاي اختصاصي از جنس گاماگلوبين مي شه که به نوبه خودشون آنتي ژن رو نابود مي کنن.

بيماريهاي خود ايمني:

پيري و يا ابتلا به بعضي از بيماريها باعث مي شه که لنفوسيتها نسبت به برخي بافتهاي بدن حساسيت پيدا کنن و اونا رو اشتباها" به عنوان عوامل خارجي تصور کنن و در نتيجه، پادتن هايي بر عليه اونها ترشح مي کنن که موجب تخريب بافتها مي شه.

نمونه ش هم رماتيسم قلبي و بيماري مياستني گراويس که يه بيماري خطرناک عضلاني.

 

 

آلرژي:

آلرژي در افراد سالم يا افرادي که زمينه وراثتي دارن، بروز مي کنه. در اين حالت، لنفوسيتهاي حساس شده و پادتن هاي ايجاد شده، عوارضي مثل لکه هاي پوستي، خارش، آبريزش بيني، کاهش فشار خون و سختي تنفس رو ايجاد مي کنه.

حساسيت به سم گزنه و زنبور عسل و بيماريهاي تب يونجه، آسم و کهير نمونه هايي از واکنشهاي آلرژيک هستن.

 

 

گروههاي خوني:

4 گروه خوني اصلي به اسمهايA، B، AB و O وجود داره که نوع گروه خون، وابسته به نوع آنتي ژني که در غشاء گلبول قرمز وجود داره.

علاوه بر آنتي ژن A و B، گلبولهاي قرمز 85 درصد افراد داراي آنتي ژن ديگري به نامRh.

به کساني که Rh دارن، +Rh و به کساني که Rh ندارن، -Rh مي گن. اگر خون +Rh رو به فرد-Rh تزريق کنن پادتن ضد Rh در خون او ساخته مي شه به طوريکه اگر دوباره اين تزريق تکرار بشه، در بدن ميزبان، واکنش شديدي پديد مي آد. در بارداريهايي که Rh خون مادر، منفي و Rh خون پدر مثبت باشه، به احتمال زياد، جنين داراي Rh مثبته.

پس وقتي تعدادي از آنتي ژنهاي Rh از خون جنين به خون مادر مي ره پادتنهاي ضد Rh در بدن مادر توليد مي شه و بعد از عبور از جفت موجب آلگوتينه شدن و نابودي خون جنين مي شه که اين واکنش معمولا" از حاملگل دوم به بعد ظاهر مي شه.

 

 

 

انعقاد خون:

به دنبال پارگي رگ خوني، براي جلوگيري از خونريزي، تغييراتي در محل زخم رخ مي ده که اگر پارگي رگ، بزرگ نباشه، بسته مي شه.

يکي از اين تغييرات مي تونه انقباض ماهيچه هاي صاف ديواره رگ در محل بريدگي باشه که اين اسپاسم به قدري قوي که در اشخاصي که پاهاشون بر اثر ضربه هاي له کننده قطع شده، اجازه هيچ گونه خونريزي شديد رو نمي ده.

يکي ديگه از تغييرات، آماس و بهم چسبيدن پلاکتهاست،

 

 


 

 

 


 

 


 

و آخري هم لخته شدن خون که در طي روند انعقاد ماده اي به نام ترومبوپلاستين که از بافتهاي آسيب ديده جدار رگها و پلاکتها آزاد مي شه، با تاثير روي يکي از پروتئينهاي پلاسما به اسن پروترومبين، اونو فعال مي کنه و به ترومبين تبديل مي کنه.

فيبرونيوژن محلول در پلاسما تحت تاثير ترومبين به رشته هاي فيبرين تبديل مي شه و فيبرين به صورت شبکه اي که گلبولهاي خون بر روي اون رسوب مي کنن، لخته رو مي سازه.

 



 

 

ويتامين K و کلسيم در طي روند انعقاد خون لازمه.

 

 ۶-دستگاه لنفی

وقتي که خون در مويرگها حرکت مي کنه، مايعي از ميان ديواره مويرگها به خارج نشت مي کنه. اين مايع که از پلاسما منشاء مي گيره، مايع ميان بافتي نام داره. بخشي از مايع ميان بافتي بعد از تبادل مواد با سلولها، يه بار ديگه به مويرگها برمي گرده.

اما بخشي از اون وارد رگهاي باريکي که مويرگ لنفي نام دارن مي شه. اين مايع بي رنگ که توي گره هاي لنفي جريان داره، لنف ناميده مي شه.

 

رگهاي لنفي با ايجاد شبکه اي به نام دستگاه لنفي در همه جاي بدن حضور دارن. لنف، سرانجام به يکي از سياهرگهاي بدن مي ريزه و دوباره وارد خون مي شه. در مسير رگهاي لنفي، برجستگيهايي به نام گره لنفي وجود داره.

 

 

در اين گره هاي اسفنجي شکل، لنف جريان داره و باکتريهاي خودشو در اون مي ذاره.

ماکروفاژها و لنفوسيتهاي موجود در گره، ميکروبها رو نابود مي کنه. اگه قسمتي از دهان دچار عفونت بشه، ميکروبهاي اين عفونت، در گره هاي لنفي گردن و زبرچانه به دام مي افتن و اونجا بين باکتريها و سيستم دفاعي بدن مبارزه اي رخ مي ده که باعث تورم اين گره ها مي شه.

يکي از روشهاي تشخيص بيماريها، لمس اين گره هاست. در اطراف گردن، زيربغل و کشاله ران، تعداد زيادي گره لنفي وجود داره. لوزه هاي حلقي و لوزه سوم هم ساختار لنفي دارن. 

 

 
 

۷-انتقال مواد در گیاهان

 

 


آخرین مطالب